نوشته شده توسط : elena golchin

احتمالا شما هم در مواجهه با جمله‌های پشت هم ردیف شده یا بلاگ‌های طولانی و کسل‌کننده، ترجیح داده‌اید تا در صورت امکان به سراغ اینفوگرافی‌ها بروید و کلیت مطالب را در قالب یک اینفوگرافی مطالعه کنید. هدف از طراحی اینفوگرافی‌ها، انتقال پیام در ساده‌ترین حالت و در کم‌ترین زمان است و کار به ذهن سپردن اطلاعات را برای ما آسان‌تر می‌کند؛ چرا که توانایی مغز در پردازش تصاویر 60 هزار بار سریع‌تر از پردازش واژه‌ها و جملات است.

در این بلاگ قصد داریم به تکنیک‌های طراحی یک اینفوگرافی خوب بپردازیم و به بایدها و نبایدهایی که برای جذب مخاطب، تولید Lead و هدایت ترافیک بیشتر به وب‌سایت شما کمک می‌کند نگاهی بیاندازیم.

باید‌ها طراحی اینفوگرافی

مخاطب‌تان را شناسایی کنید

اولین کاری که نیاز است انجام دهید این است که گروه هدف و پرسونای‌ مخاطب را بشناسید، دسته‌بندی کنید و طبق خواسته‌های آن‌ها به طراحی و تولید اینفوگرافی بپردازید. یکی از اهداف اصلی اینفوگرافی همان‌طورکه بالاتر اشاره کردیم، انتقال پیام در کم‌ترین زمان است. برای ترکیب اطلاعات و گرافیک و در نهایت خلق یک اینفوگرافی جذاب، ابتدا نیاز به شناخت مخاطبان است. در طراحی اینفوگرافی با 5 دسته از مخاطبان روبه‌رو هستیم: افراد مبتدی و تازه‌وارد، عموم مردم، مدیران، متخصصان و مدیران اجرایی. پس بهتر است در طراحی اینفوگرافی به نیاز مخاطبان هدف توجه بیشتری نشان دهید و اطلاعاتی را ارائه بدهید که برای او جذاب‌تر باشد.

محتوای خوب انتخاب کنید

مخاطب برای محتوایی زمان می‌گذارد که ارزش خواندن و صرف زمان را داشته باشد، به همین دلیل انتخاب محتوای مناسب به شدت اهمیت دارد. دقت در جمع‌آوری اطلاعات و داده‌های مفید در بهبود ساختار اینفوگرافی تاثیرگذار است. برای انتخاب محتوای درست می‌توانید مروری بر بلاگ 7 مرحله بازاریابی محتوا داشته باشید.

الهام بگیرید و الهام‌بخش باشید

برای طراحی اینفوگرافی بهتر است نگاهی به طرح‌های دیگر رقبا داشته باشید، از آن‌های برای شروع کار الهام بگیرید و درنهایت با طراحی اینفوگرافی‌‌های‌تان الهام‌بخش دیگران باشید. در طراحی اینفوگرافی مناسب توجه به رنگ‌ها و تصاویر انتخابی، اندازه و نوع فونت‌ها، جلوه‌های بصری، رعایت سادگی و وضوح اطلاعات از نکات ساده اما طلایی برای طراحی و تولید اینفوگرافی‌ها است.

مخاطب را شگف‌زده کنید

اینفوگرافی مناسب‌ترین قالب برای انتقال اطلاعات و داده‌های جذاب و هیجان‌انگیز است. اگر به اطلاعات اینچنینی دسترسی دارید، مطمئن باشید که مخاطب از خواندن اینفوگرافی‌های شما چشم‌پوشی نمی‌‌کند. توجه به این نکته به مخاطب کمک می‌کند تا اطلاعات موجود در ذهنش را به چالش بکشد، به علامت‌ سوال‌های جدید بر بخورد و اطلاعاتی که شما ارائه می‌دهید، را جایگزین اطلاعات قبلی خود بکند.

فرصت اشتراک‌گذاری را فراهم کنید

توجه به پرسونای مخاطب، علائق او، انتخاب محتوای مناسب و دیگر مواردی که بالاتر به آن‌ها پرداختیم مخاطب را به دنبال کردن شما ترغیب می‌کند و در صورتی که داده‌ها همان چیزی باشد که مخاطب به دنبالش بوده، احتمال به اشتراک‌گذاری آن بالاتر می‌رود.

نباید‌ها طراحی اینفوگرافی

در ادامه به نباید‌های که در طراحی اینفوگرافی باید به آن‌ها توجه کنید می‌پردازیم:

مخاطب را با چارت‌های پر از داده گیج نکنید

اگر می‌خواهید اینگیجمنت مخاطب را افزایش بدهید و ارتباط خودتان را با او حفظ کنید، بهتر است در استفاده از چارت‌ها برای انتقال داده‌ها مختلف، زیاده‌روی نکنید. اگر اطلاعات زیادی برای مخاطب دارید بهتر است آن‌ها را به چند دسته تقسیم کنید و همه آن‌ها را یک‌جا و با یک نمودار یا عکس نشان ندهید. این مدل بیشتر باعث گیج شدن مخاطب می‌شوند و علاقه او به ادامه خواندن مطالب را کم‌تر می‌کند.

از انتخاب عنوان‌های کسل‌کننده بپرهیزید

اولین و پررنگ‌ترین عنوانی که برای اینفوگرافی‌تان در نظر می‌گیرید باید آنقدر جذاب و هیجان‌انگیز باشد تا در اولین نگاه، رغبت مخاطب را برای دنبال کردن افزایش بدهد. بهتر است از تیترهایی استفاده کنید که لحظه اول اطلاعاتی به مخاطب نمی‌دهد اما او را وادار می‌کند تا در انتهای اینفوگرافی با شما همراه باشد. برای راهنمایی بیشتر پیشنهاد می‌کنیم به وبلاگ 13 راه برای نوشتن تیترهای جذاب و پربازدید سر بزنید.

از فرمت‌های فانتزی استفاده نکنید

استفاده از فونت‌های ساده و پرهیز از فونت‌های پیچیده و مفهومی به مخاطب کمک می‌کند تا در مدت‌زمان کمتری اطلاعات را دریافت کند. همچنین داشتن ایده‌های خلاقانهو درک بالا نسبت به رنگ‌ها و فونت‌ها کمک می‌کند تا اینفوگرافی‌هایی را طراحی کنید که خواندن و در معرض آن قرار گرفتن برای مخاطب خوشایند باشد. به خاطر داشته باشید که توجه به المان‌های ساده برای انتقال پیام‌ها، احساس بهتری را در مخاطب ایجاد می‌کند.

تیم تولید محتوای متنی و تصویری آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان تلاش می‌کند تا با بهره‌گیری از دانش، خلاقیت و سلیقه به شما برای تولید اینفوگرافی در قالب‌های مختلف یاری برساند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 7 ارديبهشت 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

با توجه به روند رو به رشد فعالیت کسب و کارها و ایجاد فضای شدید رقابتی، شناخت پرسونای مخاطب امری ضروری تلقی می‌شود. پرسونای مخاطب در حقیقت نماینده‌ی ویژگی‌های مشتریان ایده‌آل یا بالقوه‌ی شما و هم‌چنین حاصل از اطلاعات واقعی به دست آمده از مشتریان فعلی شما در روند تحقیقات بازار است. برای ترسیم پرسونای مخاطب، باید اطلاعات دقیقی از خصوصیات دموگرافیک، الگوهای رفتاری، اهداف و انگیزه‌های مخاطبان خود در دست داشته باشید.

اهمیت شناخت صحیح پرسونای مخاطب

پیش از هر چیز، شناخت پرسونای مخاطب در استراتژی برندینگ و خلق هویت برند نقشی تعیین‌کننده دارد. به عبارتی دیگر، اگر بدانید مخاطب شما چه ویژگی‌هایی دارد، می‌توانید بهترین و متناسب‌ترین پیام را با لحن متناسب، به بهترین روش و در زمان مناسب به گوش مخاطبان هدف برسانید. در غیر این‌صورت احتمال از دست دادن مشتری بسیار زیاد است. همچنین، داشتن شناخت صحیح از پرسونای مخاطب به شما این امکان را می‌دهد که در کلیه‌ی فرآیندهای سازمان از جمله بازاریابی، به ساختار یا دیدگاهی جدید و مناسب دست یابید. شناسایی پرسونای مخاطب در اختصاص منابع مانند زمان و هزینه، خلق ایده برای بهبود محصول یا خدمت متناسب با نیاز مشتریان، به‌کارگیری بهترین استراتژی تولید محتوا، انتخاب بهینه‌ی نوع و کانال‌های ترویج و تبلیغ محصولات است. در نتیجه، علاوه بر صرفه‌جویی در هزینه‌ها، با جلب رضایت بیش‌تر مخاطبان و جذب آن‌ها از طریق تلاش در حل مشکلات و رفع نیازهای آنان، می‌توانید Lead و مشتریان راغب بیش‌تری تولید کنید. سپس استراتژی‌های متناسب را برای تبدیل Lead به مشتری به کار گرفته و درنهایت از آنان مشتری وفادار بسازید. در این حالت، علاوه بر افزایش در نرخ بازگشت سرمایه (ROI)، توانسته‌اید حجم عظیمی از اعتماد را در مشتریان خود ایجاد کنید و تجربه‌ی ارزشمندی از خرید محصول خود برای آنان خلق کنید.

شناسایی پرسونای مخاطب در دیجیتال مارکتینگ به علت گستره‌ی مخاطبان از  اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. انتخاب نوع و نحوه طراحی دارایی‌های دیجیتال یک کسب و کار مانند وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی تا حد بسیاری به پرسونای مخاطب وابسته است. برای مثال، کسب و کارهایی که بدون توجه به مخاطبان هدف خود، پیام یکسانی را برای تعداد زیادی از افراد ارسال می‌کنند و یا محتوای شبکه‌های اجتماعی آن‌ها با مخاطب هدف‌شان متناسب نیست، نه تنها شناختی از پرسونای مخاطب ندارند، بلکه از هوش هیجانی نیز جهت درک احساسات و نیازهای مخاطب خود بهره نمی‌گیرند. در نتیجه، حتی اگر کیفیت محتوا بالا باشد، نمی‌تواند نظر مخاطب را به خود جلب کند. بنابراین سازمان در این حالت علی‌رغم صرف هزینه‌های گزاف برای تبلیغات و تولید محتوا ، بازدهی مناسبی دریافت نخواهد کرد.

نکته قابل توجه این است که پرسونای مخاطب نسبت به زمان قابل تغییر بوده و هرگز ثابت نیست. هرچه شناخت بیش‌تری نسبت به مخاطبان هدف خود پیدا کنید و عوامل جدیدی که در آنان انگیزه ایجاد می‌کنند را بیابید، می‌توانید به تعریف دقیق‌تر و به‌روزتری نسبت به مشتریان و بازار هدف خود دست پیدا کنید.

مراحل ایجاد پرسونای مخاطب

هر کسب و کار بسته به صنعت و نوع فعالیت خود می‌تواند چند پرسونای مخاطب داشته باشد. ابتدا بهتر است مخاطبان را به دسته‌های بزرگ‌تر و کلی‌تر تقسیم کنید و سپس برای هر دسته به صورت جداگانه وارد جزییات شوید. به عنوان مثال، در یک شرکت تولیدی، می‌توانید خریداران نهایی را از نظر تعداد خرید به دو دسته‌ی خُرد و عمده تقسیم کنید. سپس دسته‌ی اول خریداران را با توجه به جنسیت تفکیک کرده و به همین ترتیب هر گروه از مخاطبان را با جزییات بیش‌تری تعریف کنید. در ادامه می‌توانید با برخی از مواردی که در شناسایی پرسونای مخاطب به شما کمک می‌کنند، آشنا شوید:

  • خصوصیات دموگرافیک و اطلاعات شخصی مانند جنسیت، سن، میزان تحصیلات، موقعیت جغرافیایی، وضعیت تاهل و تعداد افراد خانواده
  • علایق، تفریحات و مهارت‌ها
  • دغدغه‌ها و نگرانی‌های روزمره
  • اهداف و آرمان‌ها در زندگی
  • عنوان شغلی و تخصص
  • سطح درآمد و قدرت خرید
  • میزان و نحوه‌ی ارتباط با دوستان و آشنایان
  • میزان صرف وقت در دنیای دیجیتال
  • وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی مورد علاقه
  • میزان تسلط به زبان‌های خارجی
  • متوسط میزان مطالعه در هفته
  • متوسط میزان تماشای تلویزیون در روز
  • میزان تمایل به خرید و عوامل اثرگذار در انتخاب محصول یا خدمت شما
  • چالش‌ها، نگرانی‌ها و عوامل بازدارنده هنگام خرید

در صورتی‌که کسب و کار خود را آغاز کرده‌اید، برای یافتن این اطلاعات و شناسایی پرسونای مخاطب، می‌توانید به داده‌های موجود درباره‌ی مخاطبان در ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس مراجعه کرده و به دیدگاهی نسبی از برخی از خصوصیات دموگرافیک مانند موقعیت جغرافیایی و دیگر اطلاعات مانند کانال‌های ورودی، بیشترین کلیک‌ها یا بیش‌ترین نرخ تبدیل، که در واقع می‌تواند جذاب‌ترین قسمت وب‌سایت و نماینده‌ی بخش مورد علاقه‌ی مخاطبان باشد، دست پیدا کنید. در غیر این صورت می‌توانید با تحلیل و بررسی دارایی‌های دیجیتال رقبا و رصد کردن مخاطبان و نحوه‌ی تعامل آنان با رقیب، به دیدگاهی کلی درباره‌ی مخاطبان دست یابید.

شما می‌توانید برای پیشی گرفتن از رقبا، رشد کسب و کار و افزایش سودآوری خود، انجام تحقیقات بازار و شناسایی پرسونای مخاطب خود را به آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان برون‌سپاری کنید.

 منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 261
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 31 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

با همه‌گیر شدن استفاده از رسانه‌های اجتماعی، نمی‌توان از اهمیت تولید محتوا چشم‌پوشی کرد. محتوا با انواع مختلف، کاربردهای متفاوت و در بسترهای گوناگون، اتفاقی است که روزانه با آن در تماسیم و به بخشی از زندگی‌مان تبدیل شده است. در بلاگ‌های گذشته به صورت کلی به انواع محتوا اشاره کرده‌ایم اما در این بلاگ قصد داریم تا جزئی‌تر به بررسی انواع محتوا بپردازیم.

انواع محتواها

بلاگ

بلاگ به نسبت دیگر انواع محتوا قدمت بیشتری دارد و گزینه مناسبی برای ایجاد تاثیر روی نرخ‌های تبدیل است. علاوه‌بر این به نسبت دیگر انواع محتوا، امکان دسترسی به آن‌ از طریق موتورهای جستجو نسبتا آسان‌تر است. استفاده از کلیدواژه‌های یا Keyword ها یکی از مواردی است که توجه به آن‌ها برای تولید محتوا در قالب بلاگ الزامی است. همچنین بلاگ این امکان را می‌دهد تا لینک‌سازی قوی‌تری را به نسبت دیگر انواع تولید محتوا تجربه کنیم.

ویدیو

ویدیو یکی دیگر از فرمت‌های کاربردی در تولید محتوا است که تا سال 2020 انتظار می‌رود که 80 درصد از کل ترافیک وبسایت را به خود اختصاص بدهد. علاوه‌بر این براساس نتایج به دست‌آمده 75 درصد از مخاطبان بعد از دیدن ویدیو، تمایل بیشتری به انجام خرید دارند. از مزایای تولید محتوای ویدیویی و به‌طور کلی ویدیو مارکتینگ یا بازاریابی ویدیویی، می‌توان به هدایت ترافیک بیشتر به وب‌سایت و ایجاد اینگیجمنت بیشتر به کمک امکان نظردهی و به اشتراک‌گذاری ویدیوها است. ویدیو، به‌واسطه پاسخ دادن به سوال‌ها، ارائه راه‌حل و تولید اطلاعات مرتبط می‌تواند برا مخاطب ایجاد ارزش کند. یکی از نکاتی که در تولید محتوای ویدیویی باید به آن توجه کرد، مختصر و مفید بودن آن است؛ محتوایی که خارج از حوصله مخاطب نباشد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، پیام اصلی را به او برساند.

پادکست

براساس تحقیقات انجام شده، تعداد مخاطبان پادکست‌ها در حال افزایش است؛ دور از انتظار هم نیست. بسیاری از مخاطبان ترجیح می‌دهند از وقت‌شان هنگام انجام کارهای دیگر نیز استفاده کنند و بدون شک بهترین گزینه، گوش دادن به پادکست‌ها است. بزرگ‌ترین مزیت پادکست‌ امکان دسترسی راحت‌تر به نسبت دیگر انواع محتواها است.

وبینار

وبینار به عنوان ورژن آنلاین شده سمینار، یکی از گزینه‌های مورد علاقه کسب‌وکارهای بزرگ به شمار می‌رود. اساس وبینارها بر ارائه و پاسخ‌گویی به سوال‌های مکرر افراد است. طبق تحقیقات به دست آمده 20 تا 40 درصد از مخاطبان وبینارها، در نهایت تبدیل به Lead می‌شوند و بین 2 تا 5 درصد از افراد شرکت کننده بعد از اتمام وبینار، اقدام به خرید می‌کنند.

‏کتاب‌های الکترونیک

‏ eBooksیا کتاب‌های الکترونیک، نوعی دیگر از فرم‌های محتوایی هستند که معمولا با فرمت‌ pdf در فضای اینترنت می‌توان به آن‌ها دست پیدا کرد. این نوع از محتوا این امکان را می‌دهد تا به صورت مفصل‌تر به یک موضوع بپردازید و از طریق آن به تمامی سوال‌هایی که ممکن است برای مخاطب پیش بیاید، پاسخ دهید؛ دقیقا همان هدفی که با ارائه انواع محتوا به دنبال آن هستید.

تحقیقات گسترده، توجه به زمان و حفظ کیفیت، از اصولی است که در تولید محتوا در قالب کتا‌ب‌های الکترونیک، باید آن‌ها را مد نظر داشت. eBook گزینه خوبی برای تولیدمحتوای همیشه سبز یا Evergreen Content است و این مزیت را دارد که تا مدت‌ها نرخ بازگشت سرمایه یا ROI مثبت را برای شما رقم بزند و همچنین مخاطبان جدیدی را به سمت شما بکشاند.

اینفوگرافی

اینفوگرافی نوع دیگری از محتوا است که نیاز به درک هنری و دانش نسبتا بالا به رنگ‌ها دارد و کمک می‌کند تا اطلاعات را به صورت بصری درکم‌ترین زمان به مخاطب منتقل کنید. یکی از مزیت‌های اینفوگرافی این است که در رسانه‌های اجتماعی و به نسبت دیگر انواع محتواها، 3 بار بیشتر به اشتراک گذاشته می‌شود. آشنایی با رنگ‌ها، استفاده از تصاویر مناسب، توجه به نوع و اندازه فونت‌ها و ریزه‌کاری‌هایی از این دست تاثیر زیادی روی جذب مخاطبان دارد. آشنایی با مباحث روانشناسی نیز این امکان را می‌دهد تا هر اینفوگرافی را بسته به نوع مخاطب طراحی کنید تا بتوانید نتیجه مورد نظر را دریافت کنید.

راهنماها

استفاده از این نوع محتوا مشخصا بستگی به نوع مخاطب و صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید، دارد. تولید محتوا در قالب راهنما کمک می‌کند تا تجربه‎‌های‌تان را در سطح وسیع‌تری به اشتراک بگذارید و باعث ایجاد اعتماد در مخاطبان‌تان بشوید. یکی از نکات حائز اهمیت در تولید این نوع از محتوا، توجه به اختصار، استانداردها و چارچوب‌های نوشتاری است تا بتوانید به سوال‌هایی که در ذهن مخاطب است پاسخ دهید و گمراهی او را در کم‌ترین زمان برطرف کنید.

در نهایت به خاطر داشته باشید که امروزه تولید محتوا بخش مهمی از هویت کسب‌وکارها را تشکیل می‌دهد و روی بسیاری از اهداف مثل ROI، نرخ‌های تبدیل، هدایت Lead و همچنین ترافیک بیشتر تاثیر می‌گذارد. در صورتی که امکان تولید محتوا در ابعادی که در این بلاگ به آن‌ها اشاره کرده‌ایم را ندارید، با برون‌سپاری (باشه یا نباشه؟) به تیم تولید محتوای آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان، می‌توانید از مزایای بیشمار آن بهره‌مند شوید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 269
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 26 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

گر به خاطر داشته باشید در بلاگ‌های گذشته به Retargeting پرداخته‌ایم. در این بلاگ بعد از یک یادآوری کوتاه، قصد داریم به مدل‌های استراتژی‌ Retargeting بپردازیم. هدف‌گیری مجدد به تبدیل بازدیدکننده‌های وب‌سایت‌ها به مشتریان دائمی می‌پردازد و برای تبلیغات، روی افرادی که با برندتان آشنایی دارند و به آن علاقه نشان داده‌اند تمرکز می‌کند. در واقع اصلی‌ترین نکته در Retargeting این است که تنها برای بازدیدکنندگانی که قبلا با وب‌سایت شما آشنا شده‌اند و به آن سرزده‌اند، تبلیغ و هزینه می‌کنید. حقیقتا انواع متفاوتی از این استراتژی وجود دارد که کسب‌وکارها از مزایای آن‌ها برای ایجاد اینگیجمنت در مخاطبان بهره می‌برند. در ادامه به چند مدل از هدف‌گیری مجدد می‌پردازیم.

Pixel-based Retargeting

در بلاگ Retargeting در مورد Cookie و نحوه کارکرد آن صحبت کرده‌ایم. در این مدل نیز Cookie نقش اصلی را ایفا می‌کند و بر اساس رفتار و علاقه قبلی‌ بازدیدکننده‌ها در وب‌سایت شما، اطلاعات آن‌ها را ذخیره می‌کند و آن‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهد؛ بر این اساس شما می‌توانید تبلیغات‌تان را برای آن‌ها به نمایش بگذارید. نکته مثبت این مدل این است که این امکان را می‌دهد تا بعد از ترک وب‌سایت شما، در سریع‌ترین زمان بتوانید برای کاربرانی که سایت شما را ترک کرده‌اند، تبلیغات‌تان را به نمایش بگذارید؛ در واقع می‌توانید در کوتاه‌ترین زمان دوباره توجه آن‌ها را به سمت چیزی که به آن علاقه داشته‌اند جلب کنید. تنها نکته‌ منفی این روش این است که مبتنی بر رفتار بازدیدکننده‌ها و ترافیکی است که برای سایت تولید می‌کنند.

Social Retargeting

می‌توان گفت که این مدل نوعی از مدل Pixel-based Retargeting است که از لحاظ کارکرد هم به آن شباهت دارد. Social Retargeting نیز مانند دیگر مدل‌ها استراتژی Retargeting به دنبال افرادی می‌گردد که به نوعی به برند شما علاقه نشان داده‌اند با این تفاوت که در رسانه‌های اجتماعی هم با لایک یا کامنت با شما تعامل برقرار کرده‌اند.

Email Retargeting

Email targeting روش دیگری است که به وسیله Tag ها انجام می‌شود. به کمک Tag می‌توانیم مخاطبان‌مان را به اصطلاح برچسب بزنیم و به نوعی آن‌ها را شناسایی کنیم و اطلاعات مورد نیازشان را به آن‌ها برسانیم. کار به‌نظر سختی است اما ردیابی رفتار مخاطبان، این کار را برای ما ساده‌تر می‌کند. مدل دیگری از Email Retargeting هدف‌گیری مجدد به روش  List-based است. در این روش کافی است از لیستی که تهیه کرده‌اید استفاده کنید؛ لیستی متشکل از ایمیل مشتریان فعلی و بالقوه. در مرحله بعد با طراحی کمپین‌های تبلیغاتی و به نمایش گذاشتن تبلیغات برای لیست تهیه شده، Retargeting را شروع کنید.

Search Retargeting

Search Retargeting بر اساس رفتار مخاطب‌ها در موتورهای جستجو است در واقع این امکان را می‌دهد تا مشخصا به سراغ افرادی بروید که در موتورهای جستجو به دنبال کلیدواژه‌ای مرتبط با کسب‌وکار شما گشته‌اند؛ اما لزوما به این معنا نیست که چون واژه‌ای مرتبط را جستجو کرده‌اند پس حالا آماده خرید هستند و یا اینکه علاقه‌ دارند تا در هر سایتی با تبلیغات و نام برند شما روبه‌رو شوند.

Onsite Retargeting

همه استراتژی‌های Retargeting لزوما مربوط به برگرداندن بازدیدکننده‌هایی که وب‌سایت شما را ترک کرده‌اند نیست. Onsite Retargeting یکی از استراتژی‌هایی است که به شما این امکان را می‌دهد تا کاربران را برای مدت طولانی‌تری در وب‌سایت خود نگه دارید و بتوانید هرچه سریع‌تر آن‌ها را برای انجام خرید تشویق کنید.

همانطور که در بلاگ Retargeting اشاره کردیم، اجرای صحیح مدل‌های مختلف این استراتژی‌، تاثیرات مثبت زیادی روی کسب‌وکارها دارد. در نهایت خواندن بلاگ تست A/Bرا هم پیشنهاد می‌کنیم؛ چرا که با انجام نوعی آزمون و خطا می‌توانید دریابید که کدام تبلیغات تاثیر بیشتری روی مخاطب شما داشته است. آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان به کمک تیم استراتژی و با تدوین راه‌کارهای بازاریابی به شما برای هدف‌گیری مجدد مخاطبان‌تان، کمک می‌کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 268
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 20 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

در دنیای کسب‌و‌کار گاه با مفاهیم و موضوعاتی مواجه می‌شویم که شباهت‌های بسیاری با پدیده‌های طبیعی دارند. هر سازمان یا بنگاه تجاری برای ارائه محصول یا خدمت مشخصی فعالیت می‌کند. در این بلاگ قصد داریم بررسی کنیم که آیا محصول یا خدماتی که بنگاه‌های تجاری ارائه می‌دهند همانند موجودات زنده عمر مشخصی دارند؟ اقداماتی که در هر یک از مراحل چرخه عمر محصول می‌بایستی انجام شود، کدام‌اند و ارتباط چرخه عمر محصول با ماتریس رشد-سهم بازار (BCG) به چه صورت می‌باشد؟

چرخه عمر محصول

محصولات و خدمات ارائه شده توسط بنگاه‌های تجاری همانند یک موجود زنده، عمر مشخصی دارند. متولد می‌شوند، رشد کرده و به بلوغ می‌رسند، فروش آنها افول می‌کند و در نهایت می‌میرند. منحنی چرخه عمر محصول، روند فروش یک محصول یا خدمت منحصر به فرد در طول زمان را به صورت گرافیکی نمایش می‌دهد. با توجه به اینکه محصول در کدام مرحله از حیات خود قرار دارد، استراتژی و اقدامات سازمان، مشخص خواهد شد.

مرحله چرخه عمر محصول

چرخه عمر محصول دارای 4 مرحله اصلی می‌باشد:

معرفی (ظهور)

در این مرحله، محصول فروش اندکی دارد و میزان نفوذ آن در بازار به آهستگی انجام می‌پذیرد. مشتریان به دلیل اینکه شناخت کمی از محصول دارند، خرید چندانی انجام نمی‌دهند. به دلیل سهم بازار کم و نرخ رشد بازار زیاد، وضعیت سازمان در حالت علامت سوال (ماتریس BCG) قرار دارد. تبلیغات موثر و استراتژی خلاقانه، در این مرحله به سازمان کمک می‌کند تا محصول خود را از طریق کانال‌های درست اطلاع‌رسانی به مخاطبان هدف خود منتقل نماید و منجر به افزایش فروش محصول شود. نوآوری در این مرحله از اهمیت زیادی برخوردار است. در عین حال موفقیت محصول، به سرمایه‌گذاری و منابع مالی کافی، بستگی زیادی دارد.

رشد

فروش محصول در این دوره با نرخ قابل قبولی، افزایش می‌یابد. بازار، محصول را شناخته است و تولیدکنندگان با بهبودهای فنی و اتخاذ استراتژی درست تبلیغاتی، در بازار نفوذ کرده‌اند. سهم بازار زیاد و نرخ رشد بالا، وضعیت ستاره را برای محصول در ماتریس BCG فراهم می‌کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این مرحله برای سازمان‌ها، تغییر مقیاس است. با افزایش میزان تقاضا برای محصول، شرکت باید قادر باشد تا در مدت زمان کوتاهی، محصولاتی را در حجم بالا تولید و روانه بازار کند.

بلوغ

در این مرحله، بازار توسط محصول مورد نظر اشباع شده است. میزان فروش محصول به حداکثر رسیده و دیگر افزایش نمی‌یابد. سازمان‌ها با اتخاذ استراتژی مناسب، می‌بایستی تلاش کنند مدت زمان این دوره را طولانی‌تر نمایند. رهبری هزینه و صرفه‌جویی ناشی از مقیاس، منجر به مزیت رقابتی و پیشی گرفتن شرکت از رقبا می‌شود. رشد بازار، آینده چندان درخشانی ندارد و سازمان می‌بایست از حجم بالای درآمد و نقدینگی خود در این دوره برای اجرای استراتژی‌های جدید و نوآورانه استفاده نماید. سهم بازار بالا و نرخ رشد کم، وضعیت گاو شیرده را در ماتریس BCG برای سازمان فراهم می‌کند.

افول

در این مرحله، محصول توسط تکنولوژی‌های نوین و محصولات جایگزین، به چالش کشیده می‌شود. میزان فروش نیز به تدریج کاهش یافته و فشارها برای حداقل کردن هزینه‌ها نیز بیش‌تر می‌شود. به دلیل سهم بازار کم و نرخ رشد پایین، وضعیت شرکت در ماتریس BCG در حالت سگ قرار می‌گیرد. سرمایه‌گذاری جدیدی در رابطه با محصول مورد نظر صورت نمی‌پذیرد و سازمان می‌بایستی با استفاده از نوآوری، محصول جدیدی را به بازار معرفی نماید.

همانند محصول، چرخه عمر برای صنعت نیز قابل تعریف است. با این تفاوت که دوره عمر هر صنعت می‌تواند چند محصول را در بگیرد و به همین دلیل، طولانی‌تر است. هرچه به مراحل پایینی چرخه عمر نزدیک‌تر می‌شویم، رقابت شرکت‌ها بر سر قیمت، شدیدتر می‌شود.

در محیط پیچیده کسب‌و‌کار کنونی، با رشد سریع تکنولوژی، چرخه عمر محصولات کاهش یافته است و این موضوع بر نحوه رقابت و اقدامات سازمان در برابر رقبا تاثیر مستقیم می‌گذارد. اتخاذ استراتژی درست رقابتی برای مواجهه با تغییرات بازار و رخدادهای غیرقابل پیش‌بینی، یکی از چالش‌های پیش روی سازمان‌ها است. شرکت تبلیغاتی مات، با ارائه کلیه خدمات تبلیغاتی، کسب‌و‌کار شما را در اجرای درست تبلیغات و بازاریابی در تمامی مراحل چرخه عمر محصول یاری می‌کند.

 منبع: شرکت تبلیغاتی مات

 


:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 19 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

یکی از مباحث مهم در دیجیتال مارکتینگ و به خصوص فضای تبلیغات آنلاین، Retargeting است که در این بلاگ قصد داریم به چگونگی کارکرد و مزایای آن بپردازیم. Retargeting یا هدف‌گیری مجدد، به تبدیل بازدیدکننده‌های وب‌سایت‌ها به مشتریان دائمی می‌پردازد و برای تبلیغات، روی افرادی که با برندتان آشنایی دارند و به آن علاقه نشان داده‌اند تمرکز می‌کند. در واقع اصلی‌ترین نکته در Retargeting این است که تنها برای بازدیدکنندگانی که قبلا با وب‌سایت شما آشنا شده‌اند و به آن سرزده‌اند تبلیغ و هزینه می‌کنید.

مطمئنا می‌دانید که وب‌سایت‌ها عموما ترافیک زیادی دارند اما احتمالا نمی‌دانید که طبق نتایج به دست آمده، متوسط نرخ تبدیل برای بازدید‌های اولیه تنها 2 درصد است. بدون شک این موضوع برای صاحبان کسب‌وکارها چالش بزرگی است و Retargeting یکی از مواردی است که این امکان را می‌دهد تا به 98 درصد باقی مانده نیز دست پیدا کرد.

در ادامه با هم به چگونگی فرآیند Retargeting و ردیابی مخاطبان می‌پردازیم.

چگونگی فرآیند Retargeting

Retargeting که در برخی موارد با عنوان Remarketing نیز از آن یاد می‌شود، فرآیندی است که بازدیدکننده‌های وب‌سایت را به سمت اقدام کردن (Action) ترغیب می‌کند. در واقع این امکان را می‌دهد تا به صورت آنلاین، رفتار بازدیدکننده‌های وب‌سایت را مورد بررسی قرار بدهید. این دقیقا همان کاری است که به کمک Cookie انجام می‌شود؛ احتمالا در هنگام جستجو در سایت‌های مختلف با این عبارت مواجه شده‌اید. Cookie فایل یا قطعه‌ای از اطلاعات است که در Browser کاربر جاسازی می‌شود و اطلاعات وب‌سایت‌های مشاهده شده را را ذخیره می‌کند و با ردیابی رفتار مشتری در وب‌سایت‌ها، برای ترغیب مشتری و برنامه‌ریزی برای هدایت درست او به سمت اقدام کردن، به شما کمک می‌کند. Cookie آگهی‌ها را بر روی سایت‌های دیگری که کاربر در حال بازدید آن‌ها است قرار می‌دهد و او را ترغیب می‌کند تا با کلیک کردن بر روی تبلیغات، به سایت شما بازگردد. استفاده از این تبلیغات با توجه به مخاطبانی که قبلا به وب‌سایت شما سر زده‌اند هدف‌گذاری می‌شود. دقیقا به همین دلیل است که از واژه Retargeting استفاده می‌کنیم؛ چرا که بازدیدکننده‌‎های قبلی‌ را دوباره مورد هدف‌ قرار می‌دهید.

مزایای استفاده از Retargeting

افزایش آگاهی نسبت به برند

یکی از اصلی‌ترین نکات در Retargeting ایجاد و افزایش آگاهی نسبت به برند است. تماشا و بازدید از تبلیغات درون‌برنامه‌ای در بستر سایت‌های دیگر و به کمک Retargeting مخاطب را مجددا مورد هدف قرار می‌دهد و به اصطلاح با یک تلنگر، به صورت ناخودآگاه Brand Awareness را افزایش می‌دهد.

بهینه‌سازی نرخ‌های تبدیل

یکی دیگر از مزایای Retargeting تاثیر مثبت آن روی نرخ‌های تبدیل یا Conversion Rate ها است. بهینه‌سازی نرخ‌های تبدیل همانطور که در بلاگ‌های پیشین به آن پرداخته‌ایم، Lead بیشتری را  به قیف فروش هدایت می‌کند و بازدیدکننده‌های سایت را که به هر دلیلی وبسایت را ترک کرده‌اند، به مشتری‌های بالفعل تبدیل می‌کند.

افزایش درآمد و نرخ بازگشت سرمایه

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های Retargeting افزایش فروش است. پیدا کردن مخاطبانی که به کالا و خدمات شما علاقه نشان داده‌اند و درک این موضوع که چرا محصولات شما با دیگر محصولات دیگر رقبا متفاوت است به مرور فروش‌ را گسترده‌تر می‌کند و به شدت نرخ ROI را افزایش می‌دهد. برای گرفتن نتیجه مطلوب‌تر، بهتر است که همزمان از چند تکنیک برای تجربه نرخ بازگشت سرمایه یا ROI استفاده کنیم. بهترین مدل Retargeting زمانی است که با بازاریابی درون‌گرا و برون‌گرا همراه باشد.

جذب مشتریان بالقوه

از دیگر مزایای این روش جذب مشتریان بالقوه‌ای است که به سایت شما سر می‌زنند. بدون شک این روش از روش‌های سنتی‌تر مثل Cold Calling که برای متقاعد کردن مشتریان احتمالی که علاقه‌ای به برند شما ندارند، بهتر است. یک مثال بارز برای Cold Calling که در بازاریابی ایمیل نیز کاربرد دارد، ارسال ایمیل به گروهی از افرادی است که امکان دارد هیچ علاقه‌ای به دریافت آن نداشته باشند و اساسا محصولات شما برای آن‌ها جذاب نباشد. در حالی که Retargeting این امکان را می‌دهد تا به مشتریانی که علاقه نشان داده‌اند، یادآوری کنید و آن‌ها را به مرحله بعد سوق بدهید. در واقع این روش به شما کمک می‌کند تا تنها مخاطبانی که علاقه‌مند هستند را مورد توجه قرار بدهید.

تکنیک‌های Retargeting

بخش‌بندی مخاطب

یکی از موضوعاتی که همیشه باید مدنظر داشته باشید، تفاوت در مدل رفتاری، فکری و تصمیم‌گیری مخاطبان است. یکی از روش‌هایی که در موفقیت‌آمیز بودن Retargeting موثر است، بخش‌بندی مخاطبان است. این تکنیک این امکان را می‌دهد تا با توجه به پرسونا و رفتار مخاطب در هر مرحله از قیف فروش، پیام تبلیغات‌تان را منتقل کنید. با توجه به این تکنیک، هنگامی که یک بازدیدکننده به صفحه اصلی وب‌سایت شما سر می‌زند می‌توانید هدف‌گذاری کنید و آن‌ها را نسبت به برندتان آگاه کنید.

Frequency Caps

Frequency Caps یکی از تکنیک‌های کاربردی در تبلیغات است که به زبان ساده از سردرگمی مشتری جلوگیری می‌کند و تعداد دفعاتی که یک تبلیغ مشخص در وب‌سایت برای او به نمایش گذاشته می‌شود را محدود می‌کند. Frequency Caps می‌تواند موفقیت کمپین‌های تبلیغاتی را گارانتی کند. حضور تبلیغات شما در همه جایگاه‌ها و وب‌سایت‌ها، ممکن است باعث ایجاد دید منفی نسبت به برند شما شود که Frequency Caps از بروز این مشکل جلوگیری می‌کند.

View-Through Conversions

View-Through Conversions یا VTC تکنیک دیگری است که نرخ‌های تبدیل‌ بعد از دیده شدن یک تبلیغ یا ویدیو را در اختیار ما قرار می‌دهد و روزانه بر اساس تغییرات پیش آمده گزارش را تغییر می‌دهد. این تکنیک، تبلیغاتی را که به سرعت باعث تصمیم‌گیری برای خرید نمی‌شوند را شناسایی می‌کند. VTC با توجه به نرخ‌های تبدیل‌ به دست آمده بعد از دیده شدن تبلیغات، اطلاعات کاربردی‌ای را در مورد عملکرد آن‌ها در اختیار قرا می‌دهند.

Retargeting به نسبت دیگر روش‌ها نتیجه بهتری را حاصل می‌کند اما خود نیز، محصول داشتن یک استراتژی خوب است. کمپین تبلیغاتی جامع، بازاریابی محتوا، فراهم کردن داده‌های ارزشمند و تولید تبلیغات موثر و کاربردی نمونه‌ای از استراتژی‌هایی هستند که در افزایش ترافیک وب‌سایت به شما کمک می‌کنند و Retargeting را امکان‌پذیر می‌کند.آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان با تدوین استراتژی Retargeting برای کسب بهترین نتیجه‌ها، به شما در بازیابی دوباره مخاطبان هدف‌تان کمک می‌کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 271
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 18 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

اتحاد استراتژیک (Strategic Alliance) یکی از راه‌های پیش‌روی شرکت‌ها است که از طریق آن قادر خواهند بود فعالیت‌های کسب‌و‌کار خود را گسترش دهند. این ابزار به تحقق استراتژی‌های سازمان کمک می‌کند. در این بلاگ قصد داریم اتحاد استراتژیک و مهم‌ترین انگیزه‌هایی که منجر می‌شود سازمان‌ها از این ابزار استفاده کنند را بررسی نماییم.

اتحاد استراتژیک چیست؟

هنگامی که دو یا چند بنگاه کسب‌و‌کار برای رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر توافق کرده و قرارداد همکاری منعقد می‌کنند، یک اتحاد استراتژیک شکل می‌گیرد. در برخی از قراردادها، سهام به اشتراک گذاشته می‌شود ولی این ویژگی لزوما در تمامی اتحادها وجود ندارد. برای مثال زمانی که نوکیا و مایکروسافت برای تولید گوشی‌های هوشمند، قرارداد امضا کردند، سهامی بین دو شرکت، مبادله نشد.

در بعضی اتحادهای استراتژیک، بنگاه‌ها اقدام به سرمایه‌گذاری مشترک در زمینه خاصی می‌کنند. تمامی همکاری‌های استراتژیک به منظور رسیدن به اهداف مشخص و از پیش تعیین شده‌ای انجام می‌شود. روابط بلندمدت میان بنگاه‌ها نیز می‌تواند حالتی از همکاری‌های برون سازمانی باشد که منجر به سودآوری و بهبود مستمر می‌شود. روابط تویوتا با تامین‌کننده‌هایش نمونه‌ای از همکاری مستمر و بلندمدت است که به تمام اعضای مجموعه، منفعت می‌رساند.

ویژگی‌های اتحاد استراتژیک

اتحادهای استراتژیک دارای ویژگی­های زیر هستند:

امکان دسترسی به منابع و قابلیت­های سایر سازمان‌ها

از طریق قرارداد همکاری، شرکت‌ها قادر خواهند بود از منابع و توانمندی‌های بنگاه دیگر بهره‌برداری کنند. نکته‌ای که می‌بایست به آن توجه کرد این است که اتحاد استراتژیک به معنای تملک منابع و دارایی‌های سازمان مقابل نیست، بلکه شرایطی برای هر سازمان فراهم می‌شود که از قابلیت‌های طرف مقابل برای پیشرفت و سودآوری استفاده نماید. همکاری طولانی مدت 25 ساله میان اچ پی (HP) و مایکروسافت، شرایط یادگیری و استفاده از منابع و قابلیت‌ها را برای هر دو سازمان فراهم نموده است. از سوی دیگر، رهبری خود در سهم بازار را از طریق نوآوری و بهره‌وری مستمر، حفظ نموده‌اند.

کاهش خطر ریسک و تقسیم هزینه­های شکست

شرکت‌ها از طریق اتحاد استراتژیک، میزان ریسک و خطر شکست در پروژه‌های عظیم سرمایه‌گذاری را میان خود تقسیم می‌کنند. بدین ترتیب هزینه شکست و پیامدهای مرتبط با آن در طرح‌های کلان، برای هر سازمان به حداقل می‌رسد. به همین علت، پروژه‌های عظیم نفتی یا قراردادهای تسلیحاتی عموما به صورت مشترک صورت می‌پذیرد.

نمونه‌های اتحادهای استراتژیک موفق

  • توافق شرکت سیسکو با علی‌بابا (بزرگترین شرکت تجاری آنلاین چینی) در زمینه توسعه خدمات کسب‌و‌کار برای شرکت‌های کوچک و متوسط.
  • سرمایه‌گذاری‌ و پروژه‌های مشترک مک دونالدز و دیزنی یا کوکاکولا و وال‌مارت پیرامون موضوعات و اهداف استراتژیک مختلف و مخاطب هدف مشترک.
  • همکاری موتورولا و توشیبا پیرامون تولید ریزپردازنده‌ها و سهولت دسترسی به شبکه‌های توزیع.
  • همکاری استارباکس و پپسی در توزیع و فروش قهوه‌های حاوی نوشیدنی.
  • اتحاد نایکی و اپل در زمینه کفش‌های ورزشی با قابلیت اتصال به وسایل هوشمند الکترونیکی.
  • اتحادهای استراتژیک جنرال موتوروز با شرکت‌های پژو، سوزوکی، تویوتا، دوو، فیات و … برای ورود به بازارهای نوظهور.

اتحاد استراتژیک یکی از ابزارهای موثر و مفید در پیشرفت اهداف استراتژیک سازمان است. در محیط پیچیده کسب‌و‌کار کنونی، شرکت‌ها از طریق این ابزار قادر به توسعه فعالیت‌ها و کسب مزیت رقابتی خواهند بود. با این حال تفاوت‌های فرهنگی میان شرکت‌ها به خصوص در اتحادهای استراتژیک بین المللی می‌بایستی به طور ویژه مورد توجه قرار بگیرد. در غیر این صورت قراردادها با شکست و هزینه زیادی مواجه خواهند شد. در بلاگ‌های پیشین و بحث نظریه بازی مشاهده کردیم که چگونه عدم همکاری طرفین بازی در معمای ساده زندانی، منجر به تحمیل هزینه‌هایی شد که با مشارکت، قابل پیشگیری بود.  شرکت تبلیغاتی مات با ارائه کلیه خدمات تبلیغاتی از طریق اجرایکمپین‌های جامع بازاریابی، تولید محتوای وایرال و تکنیک‌های خلاقانه بازاریابی، کسب‌و‌کار شما را در رسیدن به اهداف استراتژیک یاری می‌نماید.

 منبع: شرکت تبلیغاتی مات


:: بازدید از این مطلب : 261
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 17 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

در بلاگ‌های قبل به ویژگی‌های محیط کسب‌و‌کار امروزی و نظریه بازی اشاره کردیم. نظریه بازی برای ترسیم شرایط محیط کنونی رقابت معرفی و مهم‌ترین معیارهایی که می‌بایست در رقابت‌های تجاری مورد توجه قرار بگیرد، مطرح شد. در این بلاگ و در ادامه مبحث نظریه بازی، قصد داریم به معمای ساده زندانی و مهم‌ترین معیارهای ارزیابی رقبا برای کسب برتری و مزیت رقابتی در فضای کسب‌وکار بپردازیم.

معمای زندانی (Prisoner’s Dilemma)

معمای کلاسیک زندانی، یکی از ساده‌ترین حالت‌های بازی است که در محیط رقابتی، می‌تواند به کار گرفته شده و تحلیل شرایط و تصمیم‌گیری را برای رهبران کسب‌و‌کار ساده‌تر نماید. بازی کلاسیک زندانی، از یک جفت مظنون گناهکار تشکیل می‌شود که هر یک به طور مجزا دستگیر می‌شوند و مورد بازجویی قرار می‌گیرند. معما اینجا است که اگر هر یک به دیگری خیانت کند، در نهایت زندانی می‌شود. اما در صورتی‌که هر دو ساکت بمانند، آزاد خواهند شد؛ زیرا مدرکی علیه آنها وجود ندارد.

این معما می‌تواند در تمام شرایط رقابتی و یا مسائل و رویدادهای مختلف غیرتجاری معادل‌سازی شود. برای مثال در صنعت کنسول‌های بازی، سونی و مایکروسافت را در نظر بگیرید که هر یک از آنها می‌توانند سرمایه‌گذاری زیاد یا کمی را در حوزه تبلیغات انجام دهند. شرایط رقابتی به صورت زیر تعریف می‌شود:

(در هر سلول عدد پایین سمت چپ نشان‌دهنده عواید XBOX و عدد بالا سمت راست نشان‌دهنده عواید Play Station است)

بهترین حالت از لحاظ هزینه‌ای برای هر دو برند، صرف بودجه تبلیغاتی کم برای محصول است (سلول بالا سمت چپ) اما در صورت عدم همکاری، بودجه تبلیغاتی زیاد به هر دو شرکت تحمیل می‌شود (سلول پایین سمت راست). در عین حال این نگرانی وجود دارد که رقیب به صورت غافل‌گیرانه برای کسب سود و فروش بیش‌تر، بودجه تبلیغاتی زیادی را صرف نماید و اگر بنگاه در این زمینه سرمایه‌گذاری نکرده باشد، سود زیادی را در مقایسه با رقیبش از دست خواهد داد. پیش‌بینی ناپذیر بودن رفتار رقیب در تمامی زمینه‌های تصمیم‌گیری، رقابت‌های کنونی را با پیچیدگی زیادی روبه‌رو کرده است.

بنگاه چگونه می‌تواند از معمای زندانی رهایی یابد؟ یکی از راه‌حل‌های موجود، استراتژی تهدید است. مافیا با استفاده از انتقام‌های شدید به منظور پیش‌برد “اصل سکوت”، تعادل را از سمت مظنونینی که هر دو اعتراف می‌کنند به این سمت می‌برند که هر دو ساکت باقی بمانند. به طور مشابه، اگر مایکروسافت و سونی دیگری را با کاهش قیمت‌های تهاجمی تهدید کند و شرکت دیگر، مزیت رقابتی را در تبلیغات خود قرار دهد، تعادل به سمت سلول بالا سمت چپ منتقل می‌شود.

معیارهای پیش‌بینی رفتار رقیب

در بحث نظریه بازی و هنگام تحلیل رقبا، معیارهای زیر را مدنظر داشته باشید:

استراتژی فعلی رقیب

نحوه رقابت فعلی رقبایتان را بشناسید. سبک بازی آنها در برابر شما چگونه است؟ چشم­انداز، بیانیه ماموریت و ارزش که در مرحله تدوین استراتژی مشخص می­شوند، نحوه کلی رقابت هر سازمان را مشخص می­نمایند.

اهداف رقیب

برای پیش‌بینی حرکات رقبا، اهداف آنها را در نظر بگیرید. آیا اهداف مالی را دنبال می‌کنند یا به دنبال سهم بازار بیشتر هستند. چنانچه رقبای شما به دنبال سهم بازار باشند، واکنش آنها در برابر شما تهاجمی خواهد بود. سخت‌ترین رقبا، سازمان‌هایی هستند که به دنبال سود مستقیم نباشند (سازمان‌های دولتی). به یاد داشته باشید هرچه رقبای شما از عملکرد فعلی خود، رضایت بیشتری داشته باشند، احتمال ادامه‌دادن استراتژی کنونی آنها بیش‌تر است.

مفروضات رقیب

جستجو کنید که رقبای شما چه تصوری از خود و محیط صنعتی که در آن مشغول فعالیت هستید، دارند. تصمیماتی که رقبایتان در خصوص کسب‌و‌کار می‌گیرند، تحت تاثیر فرضیات و باورهای آنها از شرایط رقابتی است. با دانستن فرضیات آنها، می‌توانید تصمیمات یا استراتژی‌های آنها را تا حدودی پیش‌بینی کنید.

منابع و قابلیت‌های رقیب

 میزان توانایی و شدت رقابت با بررسی منابع و قابلیت‌های رقیب مشخص می‌شود. برای مثال چنانچه حجم نقدینگی رقیب شما بالا باشد، راه‌اندازی استراتژی قیمت رقابتی از جانب شما عاقلانه نیست. تحلیل نقاط قوت و ضعف رقبا در طراحی استراتژی، به همین منظور انجام می‌شود.

معمای کلاسیک زندانی ساده‌ترین حالت رقابتی را نشان می‌دهد. هرچه تعداد رقبا افزایش یابد یا گزینه‌های تصمیم‌گیری بیش‌تری پیش روی شرکت باشد، مسئله دشوارتر خواهد شد. پیچیدگی فضای کسب‌و‌کار و حرکات رقیب، بر استراتژی سازمان‌ها اثرگذار است. در شرایطی که کوچکترین اقدام و تصمیم، می‌تواند بر سازمان و شرکت‌های رقیب، تاثیری قابل توجه داشته باشد، لزوم توجه به استراتژی را بیش از پیش نموده است. در این میان، تبلیغات به عنوان یک ابزار آگاهی دهنده و یک مزیت رقابتی، اجرای استراتژی‌های سازمان را آسان‌تر می‌کند. شرکت تبلیغات مات، با ارائه طیف وسیعی از خدمات تبلیغاتی، پیام کسب‌و‌کار شما را از طریق کانال‌های درست اطلاع‌رسانی ورسانه‌های تبلیغاتی به مخاطبان می‌رساند.

منبع: شرکت تبلیغاتی مات



:: بازدید از این مطلب : 272
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 14 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

با پیشرفت تکنولوژی و ورود به فضای دیجیتال، می‌توانیم از وب‌سایت به عنوان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های دیجیتال برای هر کسب و کار یاد کنیم. کسب و کارها باید علاوه بر طراحی یک وب‌سایت جذاب، به کمک استراتژی‌های بازاریابی محتوا، مقالاتی بسیار خوب و آموزنده را در قسمت بلاگ منتشر کنند. کیفیت مقالات یک وب‌سایت می‌تواند یکی از عوامل مهم در نشان دادن اعتبار آن کسب و کار باشد، چرا که نشان می‌دهد تا چه حد برای مخاطبان ارزش قائل هستند و برای جلب رضایت آنان تلاش می‌کنند. به علاوه، تولید محتوای جذاب در بهینه‌سازی موتورهای جست و جو (SEO) نقشی اساسی دارد. اگر مخاطب بتواند پس از وارد کردن کلمات کلیدی در موتورهای جست و جو، پاسخ سوالات خود را درون مقالات وب‌سایت شما بیابد، نیازهایش رفع شود و اطلاعات مفید و ارزشمندی به دست آورد، مقالات وب‌سایت شما برایش بسیار جذاب خواهد بود و دائماً شما را دنبال می‌کند. در این حالت ممکن است وب‌سایت شما را به عنوان منبعی مفید به دیگران معرفی کرده یا مقالات شما را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند. بنابراین ترافیک وب‌سایت شما به طرز چشم‌گیری افزایش خواهد یافت.

اگرچه نوشتن هر مقاله معمولاً با توجه به تقاوت در موضوع، پرسونای مخاطب و صنعت هر کسب و کار می‌تواند تا حدودی متفاوت باشد، اما  نکات زیر می‌تواند در نوشتن یک مقاله‌ی خوب و جذاب برای یک وب‌سایت موثر واقع شود:

1. استفاده از تیترهای جذاب

طبق مطالعات انجام شده، حدود 80 درصد افراد فقط تیتر را می‌خوانند و تنها 20 درصد تصمیم می‌گیرند ادامه‌ی مطلب را مطالعه کنند. این نکته، اهمیت نوشتن تیترهای جذاب در ایجاد انگیزه برای مخاطبان را یادآور می‌شود. تیتر یا عنوان مقاله‌ی شما باید به حدی جذاب باشد که مخاطب را به کلیک و خواندن مطلب ترغیب کند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید مقاله‌ی 13 راه برای نوشتن تیترهای جذاب و پر بازدید را مطالعه کنید.

2. توجه به پرسونای مخاطب

انتخاب موضوعات و لحن نگارش مقالات باید با پرسونای مخاطب متناسب باشد و نیازها و سلایق آنان مد نظر قرار داده شود. برای مثال، یک مقاله‌ی علمی که غالباً مخاطب بزرگسال دارد، نباید با لحنی عامیانه نوشته شود، چرا که از دید مخاطب جذاب و معتبر نخواهد بود.

3. اهمیت اولین پاراگراف

معمولاً وقتی افراد در فضای دیجیتال به دنبال یافتن پاسخ پرسش‌های خود یا مطالعه هستند، به دلیل محدودیت در وقت یا حوصله، ترجیح می‌دهند سریع به نتیجه‌ی مورد نظر برسند. پاراگراف اول هر مقاله، نقش بسیار مهمی در ایجاد احساس اولیه‌ی مخاطب دارد. به طوری که با خواندن آن انگیزه‌ی خواندن ادامه‌ی مطلب در او ایجاد می‌شود. این قسمت باید یک دید کلی از محتوای مقاله را برای خواننده ترسیم کند.

4. کیفیت و ساختار استاندارد بدنه‌ی مقاله

بدنه یا متن اصلی مقاله، علاوه بر داشتن اطلاعات مفید، با ارزش و معتبر به لحاظ علمی و مفهومی، باید از جهت نگارشی ساختار درستی داشته باشد. بهتر است تعداد کلمات نوشته شده حدود 600 تا 750 کلمه باشد تا در کوتاه‌ترین زمان و بدون زیاده‌گویی، مفهوم را به خواننده منتقل کند. به علاوه، محتوای متن اصلی باید منعکس کننده‌ی عنوان بوده و مواردی که در پاراگراف اول به صورت کلی به آن اشاره شد را شرح و بسط دهد. همچنین برای افزایش جذابیت مقاله، می‌توانید از ویدیوها، تصاویر یا اینفوگرافی‌ها استفاده کنید.

5. تفکیک مقاله با استفاده از عنوان‌ها و زیرعنوان‌ها

اگر در مقاله‌ی شما به جز تیتر اصلی، هیچ عنوان یا زیرعنوانی نداشته باشد، تمایل مخاطب به خواندن متن بسیار کم خواهد شد. استفاده از عنوان‌ها و زیرعنوان‌ها برای هر پاراگراف در یک مقاله، علاوه بر جلب توجه مخاطب و ترغیب او به ادامه‌ی مطالعه، موضوع محتوای هر بخش را تفکیک می‌کند. به علاوه، استفاده از کلمات کلیدی در تیترها و زیرتیترها در بهینه‌سازی موتورهای جست و جو موثر است.

برای نوشتن یک مقاله‌ی خوب، باید از قواعد لازم در بهینه‌سازی موتورهای جست و جو(SEO)  پیروی کرد. از جمله این قوانین می‌توان علاوه بر اصالت و کیفیت محتوا، به استفاده‌ی مناسب از کلمات کلیدی در عنوان اصلی، زیرعنوان‌ها، متن و متن لینک است. به علاوه، برای برقراری ارتباط میان مقالات وب‌سایت و هدایت و ترغیب مخاطب به خواندن سایر مطالب مرتبط با موضوع، استفاده از لینک بیلدینگ داخلی را فراموش نکنید.

7. نتیجه‌گیری و فراخوان به انجام عمل

لازم است در پایان مقاله، یک پاراگراف به عنوان جمع‌بندی نهایی و نتیجه‌گیری کلی آورده شود. پس از پایان مقاله می‌توانید در صورت لزوم با قرار دادن دکمه‌های فراخوان یا CTA، مخاطب را به انجام عملی خاص ترغیب کنید.

اگر صاحب یک کسب و کار هستید و تا کنون به طراحی وب‌سایت یا نشر مقالات ارزشمند در بلاگ فکر نکرده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم جهت بهره‌گیری از مزایای داشتن یک وب‌سایت با محتوای ارزش‌مند، از مشاوره‌ی متخصصان تیم تولید محتوا و تیم توسعه و طراحی وب‌سایت آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان کمک بگیرید.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 263
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 14 فروردين 1398 | نظرات ()
نوشته شده توسط : elena golchin

نتورک مارکتینگ (بازاریابی شبکه‌ای) یا Multi-Level Marketing که با عنوان‌هایی چون Referral Marketing و Pyramid Selling نیز از آن یاد می‌شود‌، روشی مبتنی بر بازاریابی مشارکتی و بازاریابی دهان‌به‌دهان است. در بازاریابی شبکه‌ای این امکان وجود دارد تا افراد با فروش محصولات به مشتریان بالقوه و عضوگیری همان مشتریان، کمیسیون خود را دریافت کنند. دریافت کمیسیون، بعد از فروش هر محصول به وسیله افراد زیرمجموعه صورت می‌گیرد. علت استفاده از عنوان بازاریابی چند سطحی (MLM) یا فروش هرمی نیز به همین منظور است.

یکی از مزایای روش بازاریابی شبکه‌ای یا Network Marketing این است که نیازی به صرف بودجه‌های هنگفت برای تبلیغات وجود ندارد و تنها با ایجاد ارتباطات شخصی می‌توان به نتیجه موردنظر دست پیدا کرد. در واقع فروش بدون واسطه و بدون نیاز به روش‌های هزینه‌بر تبلیغاتی تنها با تبلیغات کلامی و به اصطلاح چهره به چهره صورت می‌گیرد. علاوه‌بر این، موقعیت فروش در هر زمان و مکانی وجود دارد.

در بازاریابی شبکه‌ای هر فرد علاوه بر کمیسیونی که خودش برای فروش دریافت می‌کند، از بابت فروش افراد زیرمجموعه‌ خود نیز، کمیسیون دریافت می‌کند. در واقع سود بیشتر هر فرد وابسته به میزان فروش خود و دیگر زیرمجموعه‌های او است. در این روش هر سازمانی برنامه پرداختی مختص به خود را دارد اما چیزی که در سیستم خدمات جبران همه کسب‌وکارها یکسان است، جریان‌های درآمدی است.

تفاوت بازاریابی شبکه‌ای با سازمان‌های هرمی

باید در نظر داشته باشید که بازاریابی شبکه‌ای روشی کاملا متفاوت از شرکت‎های هرمی دارد؛ چرا که در شرکت‌های هرمی بحثی از محصول و خدمت برای فروش نیست و تنها سرمایه موجود، پولی است که مشتریان وارد شرکت‌های هرمی می‌کنند که عموما این سرمایه نیز صرف عضوگیری افراد می‌شود. در نهایت با گذر زمان، هرم با همه اعضای گروه به جز تعداد معدودی که در صدر هرم قرار دارند، فرو می‌ریزد. اما در مدل بازاریابی شبکه‌ای، محصول و خدماتی برای فروش وجود دارد که توزیع و فروش آن از طریق مشتریان راضی صورت می‌گیرد؛ در واقع فرد با فروش محصول به افراد دیگر و ترغیب همان افراد برای ارتباط‌گیری با گروه دیگری از افراد و فروش همان محصول، تلاش می‌کند تا پروسه فروش را ادامه‌دار کند. البته روند این فرآیند تا جایی است که کیفیت محصول یا خدمت حفظ شود. علاوه‌بر این، برعکس سازمان‌های هرمی، در نتورک مارکتینگ تنها عضوگیری موضوع اصلی نیست بلکه مرحله بعدی آموزش افراد و توسعه مهارت‌های اعضای گروه است؛ تا فروشنده و هر کدام از زیرمجموعه‌ها بتوانند با یک مشتری بالقوه برای فروش محصولات در تماس باشند و از طریق همان مشتری با مشتری‌های بالقوه دیگر ارتباط برقرار کنند. تمام هدفی که در این نوع از بازاریابی دنبال می‌شود، استخدام یا به اصطلاح عضوگیری افراد بیشتر و فروش بیشتر، برای دریافت حقوق یا همان کمیسیون بیشتر است.

در ادامه به مهارت‌هایی می‌پردازیم که برای موفقیت در نتورک مارکتینگ به آن‌ها نیازمند هستیم.

شروط لازم برای موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای

ساختن ارتباطات قوی

یکی از مهارت‌های پایه و اساسی در بازاریابی شبکه‌ای، داشتن ارتباطات قوی و تلاش برای ایجاد اعتماد در افراد است. قدرت ساخت روابط صمیمی‌تر با افراد این امکان را می‌دهد تا نیازها را سریع‌تر شناسایی کنید و برای تحلیل بهتر سوال‌های‌تان را سنجیده‌تر مطرح کنید.

حفظ ارتباطات ایجاد شده

بعد از جلب اعتماد دیگران، نوبت به حفظ و نگه‌داری ارتباطات است؛ از آن‌ها دعوت کنید تا با برند، محصولات و سابقه شما بیشتر آشنا شوند. بهتر است این حس را القا کنید که تنها به دنبال فروش نیستید و تلاش می‌کنید تا مشکلات را بشناسید و به نیازها پاسخ بدهید. در این مرحله بسیاری از کسب‌وکارها با شکست مواجه می‌شوند؛ چرا که مشتریان بالقوه به خودی خود به سمت کسب‌وکارها نمی‌آیند و این وظیفه شما است تا آن‌ها را حفظ کنید.

شناسایی و گزینش

مورد دیگر، شناسایی مشتریان بالقوه و Lead ها است؛ اینکه بدانید مخاطب شما دقیقا چه افرادی هستند، از هدر رفت بسیاری از هزینه‌ها جلوگیری می‌کند؛ گزینش دقیق مخاطبان فعلی، تیم فروش آینده شما را می‌سازد. تکنیک Mirroring هم می‌تواند در ساخت روابط مفید باشد؛ تنها کافی است تا حدی به استایل افرادی که با آن‌ها در ارتباط هستید، خود را نزدیک کنید تا احساس شباهت را در طرف مقابل ایجاد کنید.

مهارت مذاکره و عضویت‌گیری

دیگر مهارت‌هایی که در بازاریابی شبکه‌ای مورد نیاز است، مهارت مذاکره و تیم‌سازی در افراد است؛ اینکه بتوانید افراد را هم برای فروش محصول خود متقاعد کنید و هم این توانایی را داشته باشید تا آن‌ها را به عضویت خود در بیاورید، زیرمجموعه خود را گسترش دهید و در واقع تیم‌سازی کنید. ایجاد انگیزه و ترغیب بیشتر آن‌ها به فروش در نهایت هم برای تیم فروش و هم سازمان، منفعت دارد.

ارتباطات قوی، شناسایی مشتریان بالقوه، شناسایی علاقه و نیاز آن‌ها و در نهایت هدایت آن‌ها به قیف فروش همگی از مولفه‌های اصلی بازاریابی شبکه‌ای هستند. به‌خاطر داشته باشید که توسعه مهارت‌های فردی در خود و در نهایت در بقیه افراد، شما را به موفقیت در مدل بازاریابی شبکه‌ای نزدیک‌تر می‌کند.

منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان



:: بازدید از این مطلب : 261
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 11 فروردين 1398 | نظرات ()